وقتی از پنجره دلت
به آسمون آبی خوبیهایت می نگرم
احساسی در درونم می گوید
کاش وسعت آبی لحظه هایت
مال من بود
صبورانه ميگذرانم اين چندروز را تا دوباره جان بگيرم از ديدار تو....
وقتی از پنجره دلت
به آسمون آبی خوبیهایت می نگرم
احساسی در درونم می گوید
کاش وسعت آبی لحظه هایت
مال من بود
ای حضورت همه خوبی مث آیینه و آبی
تو زلالیه یه رودی پس چرا در التهابی
ای قشنگیه بهانه واسه گفتن ترانه
تو خود حضور عشقی یه کلام عاشقانه
من هنوزم که هنوزه پرم از شعر حضورت
تو بیا تا من بخونم از نجابت و غرورت
یه ستاره ای یه ماهی توی تاریکی شبها
تو تموم آرزومی می دونی من بی تو تنهام
خوب من ای ارزویم بی تو دلخوشی ندارم
من که با حرم نفسهات شوق بارون بهارم
ای قشنگ قصه هایم ای که مهتابی ترینی
اوج گفتن یه شعری می دونم که نازنینی
نگو ار من دیگه سیری حرف گفتنی نداری
منو با این همه احساس دست گریه می سپاری
ای حضور تو همیشه یه بهانه واسه موندن
واسه مقدم حضورت لحظه لحظه جون سپردن
من هنوزم که هنوزه پرم از شعر حضورت
تو بیا تا من بخونم از نجابت و غرورت
یه ستاره ای یه ماهی توی تاریکی شبها
تو تموم آرزومی می دونی من بی تو تنهام
تولد کسی که دیگه تو خوابام هم یادی ازم نمی کنه
تولد پاره تنم
روز ميلاد همه هستی من
تولد فرشته زيبايی كه به دنيا آمد تا زيبا زيستن را به من بياموزد.
آرزو دارم هزاران هزارسال را با تو ودر كنار تو باشم
تا هر سال آرامش در كنارت بودن را جشن بگيرم
و لحظه های عمرم را با تو و حضورگرم و مهربانت نفس بكشم
دوستت دارم فرشته آسمانی من ![]()
تولدت مبارك![]()
![]()
وقتی میان تمام اسم ها، اسم من نیست
به خود می گویم "رفیق ، جای تو در دل اوست."
و چه کودکانه این حرف را باور می کنم!!!
اگه شعرام بی محتوا شد به بزرگیتون ببخشید
